تبليغاتX
پلاک خاموش


پلاک خاموش
هشت سال دفاع مقدس؛محرم و صفر 1431


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر شما کاربر محترم خوش آمدید!
بر این باوریم که در عصر ارتباطات و فناوری،می توانیم عضوی فعال در دهکده جهانی باشیم و توان آن را داریم که با یاری حضرت حق در رشد و اعتلای فرهنگ؛عاشورا کوشش کنیم و در ترویج آن همواره مثمر ثمر باشیم.
مدیریت:مسلم قائدرحمتی








امر بروز رسانی
این وبلاگ بروز نیست

لطفا از وبلاگ بروز ما دیدن فرمائید

فرهنگ مهدوی


نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در دوشنبه بیستم دی 1389 ساعت 1:16

از مفردات فضائل امام حسين (ع)

احسان به قدر معرفت و بينش

روزى يك نفر از اعراب بيابان محضر حضرت حسين (ع) آمد و گفت: يابن رسول الله به يك خونبهاى كامل ضامن شده و از پرداخت آن عاجز شده‏ام، پيش خود گفتم: بروم مشكل خود را پيش بزرگوارترين مردم مطرح كنم و از او كمك بطلبم و از اهل بيت رسول الله، اصيل‏تر و بزرگوارتر نيافتم، لذا مشكل خودم را محضر شما آورده‏ام.
امام (ع) فرمود: اى برادر عرب سه مسأله از تو خواهم پرسيد اگر از يكى جواب بدهى يك سوم مال را به تو خواهم داد و اگر از دو مسأله جواب دادى دو سوم مال و در صورت جواب به هر سه مسأله، همه خونبها را به تو خواهم داد.
اعرابى گفت: يابن رسول الله (ص) آيا مثل تو از مثل من مى‏پرسد حال آنكه تو از اهل علم و شرف هستى؟ امام (ع) فرمود: بلى از جدم رسول خدا (ص) شنيدم، مى‏فرمود: «المعروف بقدر المعرفة» احسان به اندازه معرفت بايد باشد.
اعرابى گفت: حالا كه اين طور است بپرسيد اگر توانستم جواب مى‏دهم وگرنه از شما مى‏آموزم و لاقوة الا بالله.
امام (ع) فرمود: «أَىّ الاعمالِ أفضل؟»كدام عمل از همه اعمال افضل است؟ اعرابى جواب داد: «الايمان بالله» ايمان به خدا، امام فرمود: «فما النجاة من المهلكة؟»نجات از هلاكت كدام است؟ جواب داد: «الثقة بالله» اعتماد به خدا.
امام (ع) فرمود: كدام چيز مرد را زينت مى‏دهد؟ «فما يزيّن الرجل» گفت: علم كه توأم با حلم باشد.
فرمود: اگر آن نباشد كدام چيز زينت است؟
گفت: مال كه توأم با مروت و مردانگى باشد.
فرمود: اگر آن هم نباشد، كدام چيز زينت مرد است؟
جواب داد: فقر توأم با صبر و خويشتن دارى.
فرمود: اگر آن هم نباشد، ديگر چه چيز زينت انسان است ؟
جواب داد: صاعقه‏اى كه از آسمان بيافتد و او را بسوزاند، كه او به اين صاعقه اهل است .
حضرت خنديد و كيسه‏اى به اعرابى داد كه هزار دينار در آن بود، و انگشتر مباركش را نيز به او داد كه نگين آن به دويست درهم مى‏ارزيد، فرمود: دينارها را به طلبكاران خود بده، انگشتر را نيز صرف مخارج خودت بكن. اعرابى آنها را گرفت و اين آيه را خواند: «الله اعلم حيث يجعل رسالته» 1


ادامه مطلب . . .

نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در جمعه سی ام بهمن 1388 ساعت 11:5

عشق زینب
عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون

هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند

اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي

خرده نان سفره زينب كفايت ميكند

كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين

اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند

بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است

اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است


نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در شنبه هفدهم بهمن 1388 ساعت 12:21

هزاره ی عاشورا (پست ویژه عاشورایی)

تقویم هزار سال ورق خورد

آسمان سخت گریست

دشنه ای در خون نشست و

کربلا هفتاد و دو بار

سرود سرخش را

هم آغوش با خواب زمین

در گوش سیاه زمان زمزمه کرد

دنیا در سکوتی تلخ فرو رفت

جنگ بود و

پیچش خوشه های طلایی خشم

میان شام گاه تیره ی شام غریبان

ابر بود و

نگاه خشم آگین آسمان

که خود گرفته بود سخت

راه اشک را

در پیوند یک دنیا شقایق و چکاوک غریب

خورشید تیره شد

تا خورشید دیگری

بالنده و زاینده بر نیزه بروید

و شب حقارت انسان را

به سحرگاه رهایی ورستن گره بزند

کوفه بود و نهر فرات

که می جوشید عاشقانه

پای چشمه سار عشق

مردی بود و یک خنجر

یا نه!

اصلا مردی نبود

غریبه ای بود تنها

میان آن همه مردم مرده و بی صدا !


نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ساعت 12:44

استقامت

استقامت

عاشورای سال 61 هجری مجاهده ای بود برای اصلاح امت و بیداری از غفلت جهالت و نجات از هلاکت ضلالت و قدمی در جهت حاکمیت حق و اضمحلال و نابودی حاکمیت طاغوت بود.

این واقعه کلمه استقامت و معنای آن را در صفحه تاریخ نمایان کرد.

در مورد امام حسین (علیه السلام) استقامت به این صورت است که در مقابل حکومت فاسد و جعلی یزید،ایستاد و مقاومت کرد.

هنوز مشکلات خود را بروز نداده بود.پس از مدتی، آن حضرت تصمیم گرفت تسلیم یزید و حکومت

جائرانه ی او نشود.مبارزه از این جا شروع شد؛ تسلیم نشدن در مقابل حاکمیت فاسدی که راه دین را به کلی منحرف می کرد.

امام از مدینه که حرکت فرمود با این نیت بود.بعد که در مکه احساس کرد یاور دارد، نیت خود را با قیام همراه کرد.و الا جوهر اصلی، اعتراض و حرکت در مقابل حکومتی بود که طبق موازین حسینی، قابل تحمل و قبول نبود.

قیامی که در سال 61 هجری شروع و تا کنون باقی است و امید است باقی باشد تا همه اهداف اسلام جامه عمل بپوشد قیامی اسلامی است،قیامی ایمانی است و قیامی قرآنی است.


نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ساعت 12:8

ابا عبدالله الحسین شأن امر به معروف و نهی از منکر را بالا برد

 

عنصر امر به معروف و نهى از منکر به نهضت حسينى ارزش داد، امّا حسين هم به امر به معروف و نهى از منکر ارزش داد. امر به معروف و نهى از منکر، نهضت حسينى را بالا برد ولى حسين عليه السلام اين اصل را به نحوى اجرا کرد که شأن اين اصل بالا رفت؛ يک تاج افتخار به سر اصل امر به معروف و نهى از منکر نهاد. خيليها مى‏گويند امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنيم. حسين هم اول مثل ديگران فقط يک کلمه حرف زد، گفت: «اريدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى‏ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اسيرَ بِسيَرةِ جَدّى وَ ابى»..



خود اسلام هم همين‏طور است. اسلام براى هر مسلمانى افتخار است اما مسلمانهايى هم هستند که به معنى واقعى کلمه فخرالاسلام‏اند، عزّالدين‏اند، شرف الدين‏اند، شرف الاسلام‏اند. اين القاب را ما به تعارف، خيلى به افراد مى‏دهيم اما همه کس که اين‏جور نيست‏.


مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏17    155  


نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در شنبه بیست و ششم دی 1388 ساعت 10:27

واقعه كربلا و امام حسين (ع) از ديدگاه انديشمندان و متفكران

 

مقدمه

از زمانى كه قيام امام حسين(ع) با آن شرايط و ويژگى هاى خاص اتفاق افتاده است، سؤال‌هايى در ميان نخبگان و انديشمندان و حتى مردم عادى مطرح بوده است كه، انگيزه اصلى امام(ع) از اقدام به چنين كارى چه بوده است؟ آيا دعوت كوفيان فلسفه قيام آن حضرت بوده، يا قيام امام(ع) علت دعوت كوفيان؟ آيا دستيابى به حكومت، علت اصلى و غايت نهايى اين نهضت بوده است يا ايجاد اصلاحات و تغييرهاى محدود در ساختار حكومت اسلامى هم مى توانست هدف امام(عليه السلام)را تأمين كند؟ اگر هدف اصلى قيام، اصلاح وضعيت امت و جامعه اسلامى بود، آيا حضرت نمى توانست به شيوه مسالمت آميز به هدف خويش جامه عمل بپوشاند تا مردم شاهد ريختن خون فرزندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)و به اسارت رفتن اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت نباشد؟


ادامه مطلب . . .

نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در چهارشنبه نهم دی 1388 ساعت 21:29

ای حسین ابن علی؛شرمنده ایم!

حرمت شکنی ورثه های شمر و ابن زیاد و یزید را به ساحت حضرت صاحب عزا، ناموس دهر آقا امام عصر والزمان و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای تسلیت عرض می کنم.

حسین جان!
کاش می مردم و نمی دیدم جایی که این شیاطین منحرف - آنها که قطعا یا در حلال زادگی آنها جای اشکال هست و یا در لقمه و نطفه آنها - به تو و عزاداران تو، و به معجزه پیامبر خاتم توهین کنند.

اباالفضل!

به مردانگیت سوگند!
اگر مقرر باشد که به تنهایی، رو در روی  لشگری از این شیاطین بایستیم و عاشورایی فردی بسازیم، می ایستیم! و ازآنچه شما و پدران و فرزندانتان، برایش همه چیزتان را داده اید، دفاع می کنیم.

لعنت خدا و ملائکه و انبیا و اولیاء الهی
بر آنها که دانسته، تیغ به روی اسلام و انقلاب می کشند


نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در سه شنبه هشتم دی 1388 ساعت 3:36

این الطالب بدم المقتول بکربلا ....

 انا مظلوم حسین

 

 

گفته اند:

در عاشورا وقتی زخم در جان خورشید نشست

و زمین ، پیکر مبارک حسین را بر خویش قطعه قطعه دید ،

 

به لرزه درآمد

 

و آسمان تیره و تار شد

 

و غبار خشم خداوند از جای جنبید ...


ادامه مطلب . . .

نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در پنجشنبه سوم دی 1388 ساعت 0:36

غربت و تنهایی امام حسین

اشعار امام حسین علیه السلام

هنگامى كه امام حسين عليه‏السلام طفل شيرخوار را دفن كرد، بپاخاست و اين اشعار را قرائت كرد:

اينان به خدا كافر شدند، و از ثواب الهى از دير زمان اعراض كردند؛ على را در گذشته كشتند، و فرزندش حسن، زاده بهترين خلق را شهيد كردند؛ و اين نتيجه كينه اينان بود، آنگاه گفتند: الان بر حسين به طور جمعى يورش بريم، اى واى بر گروهى كه پست هستند، جمعيت را گرد آورند براى اهل دو حرم؛ سپس حركت كردند و يكديگر را سفارش نمودند بر كشتن من براى خشنودى دو ملحد (عبيدالله و يزيد)؛ از خدا بر ريختن خونم نترسيدند، به امر عبيدالله كه زاده دو كافر است؛ ابن سعد با لشكرش همانند قطرات باران بر من تير زدند؛ مرا جرم و گناهى از گذشته نبود، جز اين كه فخر مى‏كردم به نور فرقدين (دو ستاره): على بهترين خلق بعد از پيامبر، و پيغمبر كه والدين او هر دو از قريشند؛ برگزيده خدا از خلق پدرم على است، سپس مادرم، پس من فرزند دو برگزيده هستم؛ نقره‏اى كه از طلا خالص گرديده، من همان نقره هستم و فرزند دو طلا؛ چه كسى همانند جد من در دنيا دارد، يا همانند پدرم، پس من فرزند دو ماه هستم؛ مادرم فاطمه زهرا، و پدرم شكننده سپاه كفر است در بدر و حنين؛ ريسمان محكم دين على مرتضى است، و پراكنده كننده لشكر دشمن و نمازگزار و به دو قبله؛ براى او در جنگ احد واقعه‏اى است كه حرارت آن فروكش كرد با گرفتن دو سپاه؛ سپس در احزاب و فتح، كه در آن نابودى دو سپاه عظيم بود؛ در راه خدا چه كردند، امت زشت كردار با عترت پيامبر و على؛ عترت نيكوكردار نبى مصطفى، و على بزرگوار و شجاع هنگام مقابله با سپاه؛ او خدا را در كودكى پرستيد، در حالى كه قريش دو بت را مى‏پرستيدند؛ او بتها را رها كرد و آنها را سجده نكرد، با قريش هرگز حتى به مقدار طرفة العين...


ادامه مطلب . . .

نوشته شده توسط مسلم قائدرحمتی در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 3:45








طراح قالب : www.goldskin.ir